![]() |
![]() |
|
| تنها جان تو و جان پرندگان پر بسته ای که دی ماه به ایوان خانه می آیند. |
|
پرنده به شمیم پاییزیه صدایت دچار شده
من به عطر اشکال پیرامونت ........................................................و ترانه ها یکی پس از دیگری در برکه های قافیه به پرواز در می آیند!!!! همچو بال زدن یک دسته ماهی مهاجر !!!!!!!!!!!!!! در رودخانه ی آسمان و من مشغول لذت تعریف وارونه ی افسانه ها هستم حیرتی سخت شیرین!!!! |
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 16:23 توسط نون.عین.گاف |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
چراغی در دور دست بیابان با ستاره ای در آسمان رازونیاز میکرد. ابری سپید در انتهای جاده تنها بود و جاده به سوی افق روشن پیش میرفت . جای مهتاب خالی بود و نبضی نگران میزد....
|
|
RSS
|